6-امروز خونمون پارتي داشتيم!جاي شما خالي خيلي خوش گذشت !من بودم و كلي ظرف و لباس و يه خونه ي زلزله زده!كلفت پارتي خوبي داشتيم با هم!كفش و كلاه آهني رو تن كردم و رفتم به جنگ خونه!آخرشم با پيروزي من به اتمام رسيد!البته راستشو بخواين جارو برقي و تي مونده كه اصلا ديگه حس و حالش نبود !تازه الانم كلي گشنم هستش!از صبح فقط 2-3 تا دونه بيسكوئيت خوردم و يه ليوان آب.همسر خان جان هم نهار نمياد،آخه رفته نمايشگاه كامپيوتر .صبح كلي تيپ زده داره ميره بهش ميگم شماره ندي به كسي ها!! بچه پررو ميگه شماره نميدم اما قول نمي دم شماره نگيرم از كسي!خلاصه كه نهار چون تنها بودم حوصله ي درست كردن چيزي نداشتم!الانم هوس يه غذاي حاضر و آماده كردم!اما زهي خيال باطل...
5-از صبح دارم يه آهنگ جديد گوش ميدم مثه ديونه ها!!وقتي گير بدم به يه آنگ ولش نميكنم تا حالم ديگه ازش بهم بخوره!از اين آهنگ مجازا هستش ولي به نظرم قشنگه.اگه تونستم ميذارمش تو وبلاگ فقط به يه دعوت نامه از پرشين گيگ احتياج دارم!هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستم!
4- جديدا وقتي بيرون ميرم و يا توي يه جاي خاصي هستم نگاهم به مردم دقيقتر شده!وقتي مثلا تو مترو نشستم ،يكي يكي آدما رو زير نظر ميگيرم و اونا رو با مشخصات دوستاي مجازيم تطبيق ميدم!پيش خودم ميگم اين دختره كه روبروم نشسته شايد يكي از همين بچه هاي اين دنياي مجازي باشه!مثلا هر وقت شبا بيرون هستيم و توي يه ماشين يه خانم ويه ني ني ميبينم ميگم شايد اين نيكو باشه!يا هر وقت ميرم شهر كتاب آرين چشم ميگردونم شايد دريا رو ببينم!يا خيلي چيزاي ديگه..!اينم يكي از محاسن نديدن دوستاي مجازيه!اينجوري ميتونم خودمو با اين بازي سرگرم كنم!
3- ميرم تا تو آروم شبها چشمات بسته شه! ديوار اتاقت از عكسم خسته شه! ميرم تا بارون منو ياد تو نندازه!ميرم يه جاي تازه ميرم يه جاي تازه
2- اين چند روز اصلا حس نوشتن كامنت ندارم!ميرم ميخونم اما بي صدا در ميرم!نميدونم چرا!شايد دوباره بخاطر بيكاري باشه!!چند روزه كلاس زبانم تموم شده ولي خدا رو شكر از فردا شروع ميشه!كلي تو اون 1 ماه سرحال بودم اما همش توي اين چند روزه فنا شد!ايشالا.. از فردا كه برم كلاس دوباره آدم ميشم و تندي ميام براتون ميكامنتم!
1-جواباي كامنتا رو ميدم ها!!