Sunday, 15 July 2007

امتحان

خدائي آدم پررو تر از منم ديديد!!تا 1 ساعت ديگه بايد برم براي امتحان و الان مثه بز نشستم پاي اينجا و دارم وبلاگ ميخونم!!تازه كامنتم ميذارم!!!فك كن.حالا فكر نكنيد امتحان خياطيه و هيچ پخي نيستا!باور كنيد خيلي سخته.باور نميكنيد؟؟خوب حق داريد.منم جاي شما بودم عمرا باور ميكردم كه خياطي هم سخت باشه امتحانش.البته الان امتحان تئوريه و عملي بعد از قبول شدن اين امتحانه ها!!ولي جدا خيلي سخته.همش اصطلاحه.اونم از اين كلمه قلمبه سلمبه ها!!مثلا وتاژ،كرسله،ففيله،ولولورت و...از اين چرت و پرتا.بعدشم يه عالمه مواد مختلف براي لكه بري رو بايد ياد بگيرم! اونا خودشون به تنهائي فاجعه هستن.اميدوارم كه يادم نره چي خوندم.شماهام برام دعا كنيد.هر كي دعاي بهتري برام بكنه براش يه دست لباس مجاني ميدوزم
خوب ديگه من الان به شدت استرس امتحان گرفتم و نميتونم ديگه چيزي بگم!!!به قول مرحوم آيدا(صلوات)هاهاها
تازه اينا همه يه طرف محل برگذاري امتحانم همن طرف!فكر ميكنيد كجاست؟؟بگم باور نميكنيد!جاده ساوه!!فكر كن.تو اين گرما!!!

پ.ن:اگه براي قبوليم دعا نكرديد بجاش براي اينكه از اونجا سالم برگردم دعا كنيد
پ.ن :از امتحان برگشتم ميام ميگم چه كردم
پ.ن آخر:جواب كامنتاي 2 تا پست قبل رو تو همون جا دادم.